۹ مهٔ ۲۰۰۹

همسايه‌ها

احمد محمود
نشر اميركبير/ چاپ سوم1357/ 503صفحه / 480ريال
- « همسايه‌ها در كليت خود تاييدي است بر كوشش‌هاي عظيمي كه طي سال‌هاي اخير در زمينه‌هاي مختلف اقتصادي، فرهنگي، بهداشتي و صنعتي در كشور ما بعمل آمده است. سطر به سطر همسايه‌ها مي‌تواند معيار و ضابطه‌اي باشد براي شناخت آنچه كه بيست‌سال قبل در مملكت ما مي‌گذشته تا اين فرصت را به دست دهد كه بر اساس آن دوران شكوفان(؟) زمان حال را بهتر و درخشانتر بيابيم. » اين رو اول كتاب نوشته.
- داستاني كه از احمد محمود توي «هشتاد سال داستان كوتاه ايراني» چاپ شده يه جورايي خلاصه‌ي همين رمانه و شخصيت‌ها و حال و هواش هم كاملن يكي‌ان. توي رمان، ما بزرگ شدن خالد (شخصيت اصلي داستان) رو خيلي خوب حس مي‌كنيم و توي داستان‌كوتاه اين قضيه به طور نمادي نشون داده مي‌شه. (كبوتراش رو مي‌فروشه.)
- توصيف‌هايي كه تو داستان كوتاه هست اصلن به يه بچه‌ي چهارده پونزده ساله نمي‌خوره. توي رمان هم اين هست ولي خيلي كمتر. مثلن: « نگاهم تاريكي شب را مي‌شكافد. در درازاي شاخه‌ي سوم كه از رودخانه جدا مي‌شود، سايه‌هايي هست كه تكان مي‌خورند. »
- داستان حول و حوش قيام‌هاي ملي شدن نفت مي‌گذره و خالد هم كم‌كم درگير ماجراهاي سياسي مي‌شه. بعضي وقت‌ها به نظر مياد داستان خالد فرع قرار گرفته كه خوب نيست.
- ديالوگ‌ها هم واقعن خوب نوشته شده‌ن. فكر كنم بهترين رمان فارسي‌يه كه خونده‌م.

بايگانی وبلاگ