۴ شهریور ۱۳۸۸
ازدواج هاي مرده
آزيا سرنچ تودوروويچ
احمد پرهيزي
نشر ني/1388/ 75 صفحه/ 1600 تومان
فضاي خيلي خوبي داره. طرح جلدش خيلي عاليه. گروه ويرگول كه الآن داره سگ سكوت رو اجرا ميكنه قراره بعداً اين رو هم اجرا كنه. من كه از سگ سكوت اصلاً خوشم نيومد. اما اين نمايشنامهي خوبيه. حس جالبي داره. فضاي داستان سرده و داستان رئالي نيست. يه دختري كه ميخواد ازدواج كنه و مادرش مرده. اما مادره به ديدنشون ميآد. خونهي جالبي دارن. نميشه راجع بهش توضيح داد. ولي به نظر من يكي از بهترينهاي مجموعهي دورتادور دنياست.
۲۲ تیر ۱۳۸۸
شنل پاره
نينا بربروا
فاطمه ولياني
نشر ماهي/ 88/ 79صفحه/1500تومان
- خيلي خوبه. از سري كتابهاي جيبي نشر ماهيه. نصف داستان تو روسيه و نصف ديگه تو فرانسه ميگذره و در مورد يه دختره و رابطهش با خانوادهش و شخصيت و كارهاش.
-من نديدم جايي چيزي راجع بهش نوشته باشند. يعني فعلا خيلي ازش استقبال نشده. نويسندهي كتاب هم لاااقل تو ايران اصلا شناخته شده نيست. ولي داستان عجيب و خيلي خوبي داره.
۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸
البته واضح و مبرهن است كه...
رسالهاي در مقالهنويسي
ضياء موحد
نشر نيلوفر/224صفحه/چاپ اول87/3500تومان
- خوشحالكنندهست كه ترجمه نيست. يعني همين كه از يه نويسندهي ايراني اين كتاب رو با اين كيفيت داريم واقعن خوبه و خيلي كمك ميكنه كه كتاب، كاربرديتر بشه.
- آيا ما مقاله نويس هم داريم؟ اصل ترغيب، ساختار كلي مقاله، مثال: مقالهي پنجپاراگرافي، رسم ساختار مقاله، نوشتن مقاله و ويرايش پيدرپي آن، مفهوميابي، مرحلههاي آمادهسازي مقاله، نكتههايي دربارهي هر بخش از مقاله... يه سري از مطالب بخش اول كتاب هستن. بخش دوم راجع به چند نوع مقاله توضيح كوتاهي داده و ازشون مثال آورده. مقالهي روايي، توصيفي، تعريفي، فلسفي و استدلال ديالكتيكي.
- نكتهي مهم اينه كه اين كتاب كاربرديه. كليگويي نكرده. كتابهايي كه تو حوزهي نگارش هستن معمولن خيلي كليگويي ميكنن. وقتي كتاب رو ميخوندم ميگفتم واقعن بعد از اين بايد نوشتنم تغيير كنه اما نكرده و دليلش اينه كه خيلي دقيق نخوندم.
- مقالهي پنجپاراگرافي كه خيلي پركاربرده جزء به جزء تشريح شده و با يك مثال تطبيق داده شده. (مقاله دربارهي «قلب افشاگر» ادگار آلنپو)
- شايد بشه گفت بخش دوم يككم با بخش اول نامتناسبه. مثالهايي كه براي انواع مقاله آورده شده مفصلن و تخصصي. البته آقاي موحد اينرو توضيح دادن و مثلن گفتن فصلهاي آخر بيشتر براي علاقهمندان به فلسفه ست.
- الان وقتي با اين نثر و اين وضعيت مينويسم (حتا اينجا كه ميشه گفت ايجاب ميكنه اينطور نوشتن) خجالت ميكشم و اين يعني اين كتاب موثر بوده.
۲۷ اسفند ۱۳۸۷
فرار كن خرگوش
جان آپدايك
ترجمهي سهيل سمي
ققنوس/چاپ اول87/ 397صفحه/5800تومان
- حيف كه نميشه زياد كتاباي آپدايك رو ترجمه كرد. آپدايك حدود يك ماه پيش مرد. تا جايي كه من ميدونم تا حالا فقط حسي از سرپناه ازش ترجمه شده بود كه يه داستان كوتاه خيلي عاليه با دو داستان ديگه توي «لاتاري، چخوف و...» و «روزي روزگاري، ديروز».
- رمانهاي خرگوش آپدايك يك سري هستن كه شخصيت اصلي همهشون يكيه به اسم هري خرگوش. فرار كن خرگوش اولين رمان از اين سريه و آپدايك حدودن توي سي سالگي اين كتاب رو نوشته. واقعن به نظر مياد يه آدم حداقل چهل ساله نوشته باشدش. بعضي جاها خوندنش ساده نيست. يعني بايد با حواس جمع خوندش. و اينكه خيلي جاها توصيفاتي ميكنه كه خيلي مشكله. مثلن توصيف يه ليوان آب نصفه كه لبهي پنجره است و نور افتاده توي يه قسمتيش. خيلي خوبه.
- هري حدودن بيست و شش سالشه و يه بچهم داره. با زنش مشكل داره و يه روز از خونه ميره. داستان از اينجاها شروع ميشه. متاسفانه من زياد نميتونم راجع بهش حرف بزنم. نميدونم بايد در مورد چي توضيح بدم. فقط به نظرم خيلي خوب بود.
- راوي داستان داناي كله. تو داستانهاي جديد خيلي كم از اين راوي استفاده ميكنن اما اينجا كاملن مناسبه. به شخصيتهاي ديگهي داستان هم كاملن پرداخته ميشه اما نه به اندازهي هري.
- اميرحسين خورشيدفر نوشته بود حدود دوصفحه از رمان حذف شده و حتا با سه نقطه هم مشخصش نكردهن. در مورد آشنايي هري و روت. گفته بود كه اون يكي دوصفحه خيلي در مورد تلقي خواننده از شخصيتها و رابطهي روت و هري مهمه. چند جاي ديگه هم با سه نقطه سانسور شده كه فكر كنم در حد چند تا جملهست.
-
لادن نيكنام - اعتماد
۷ اسفند ۱۳۸۷
همهي افتادگان
(نمايشنامهي راديويي)
ساموئل بكت
مراد فرهادپور/ مهدي نويد
نشر ني/ چاپ دوم 1387/79 صفحه/1800 تومان
"خداوند همهي كساني را كه در زحمتند ياري مي دهد و دست همهي افتادگان را مي گيرد و برمي خيزاند."
"همهمون مي دونيم دوشيزه فيت،همه مون خيلي خوب ميدونيم كه الان ساعت داره چند ميشه، ولي اين واقعيت دردناك هنوز وجود داره كه قطار دوازده و سي هنوز نرسيده."
- راستش من دفعهي اول كه خوندمش خيلي ازش خوشم نيومد ولي دفعهي دوم به نظرم خيلي بهتر بود.
- قضيه از اين قراره كه يه پيرزن هفتاد ساله به مناسبت تولد شوهر كورش داره ميره ايستگاه قطار به استقبالش ؛ ولي قطار بر خلاف معمول دير ميرسه.
-نمايشنامه از دو قسمت كلي تشكيل ميشه: قسمت اول راهيه كه خانم روني بايد براي رسيدن به ايستگاه طي كنه و در طول اين راه آدماي مختلفي رو ميبينه و قسمت دوم مربوط به وقتيه كه قطار با تاخير ميرسه و خانم روني با شوهرش به طرف خونه حركت ميكنن.
- از اونجايي كه يه نمايشنامهي راديوييه همهي دستور صحنه هاش صدان و كلن صدا تاثير زيادي روي خوانش ميتونه بذاره.
- مثه اكثر كاراي بكت اينجا هم روي زبان و زمان خيلي تاكيد شده.
- بكت و جيمز جويس دوست صميمي بودن و جويس خيلي به آيندهي بكت اميدوار بوده.
- كسايي كه در انتظار گودو و كلن بكت رو دوست دارن از اين نمايشنامه هم خوششون مياد احتمالن.
_ طرح جلدشم كه مثه بقيهي كاراي اين سري (دور تا دور دنيا) خوبه ديگه.
۲۰ بهمن ۱۳۸۷
نامههاي كافكا به پدر و مادر
ترجمهي ناصر غياثي
نشر ثالث/1387/102صفحه/2000تومان
- نامههاي كافكا به پدر و مادرش كه اواخر عمرش نوشته شدهن. موقعي كه خيلي مريض و فقير بوده و با دورا ديامانت زندگي ميكرده. نشر ققنوس يه كتاب به اسم «آخرين عشق كافكا» منتشر كرده كه راجع به زندگي كافكا و دورا ديامانته.
- چيزي كه از همه بيشتر توي اين نامهها ديده ميشه تقاضاي پول و مواد غذايي و لباسه. پدر و مادر كافكا توي پراگ زندگي ميكردهن و كافكا توي برلين. به خاطر بيماري سل حنجره مجبور بوده تماموقت توي رختخواب باشه و حقوق بازنشستگي ناچيزش كفاف زندگي توي برلين رو نميداده. مدام به خاطر بالا رفتن كرايهخونه مجبور بوده اسبابكشي كنه و چند ماه آخر زندگيش رو توي آسايشگاههاي مختلف بستري بوده و حتا نميتونسته آب بخوره. اما كافكا سعي ميكنه هميشه اوضاع رو براي خانوادهش مطلوب جلوه بده. از آفتابگير و دلباز بودن خونهيي كه اجاره كرده حرف ميزنه و در مورد مريضي وخيمش خيلي با ديد مثبت حرف ميزنه.
- اين كتاب به درد دو دسته ميخوره. يكي اونايي كه خيلي به كافكا علاقه دارن و به اين نامهها هم به چشم يه اثر ادبي از كافكا نگاه ميكنن و دستهي دوم اونايي كه دوست دارن نامههاي مردم رو بخونن. نامههاي خصوصي كه به نزديكان نوشته شده و مستند بودنشون باعث ميشه بيشتر از رمان و داستان، وارد زندگي اون شخصيت بشين. اين خيلي لذتبخشه. زياد مهم نيست كه اون آدم، كافكاست. اين مهمه كه دارين نامههاي يه آدمي رو به پدر و مادرش ميخونين.
- «پدر و مادر عزيز، اين كه جليقه نيست، شاهكار است، اين همه گرم و نرم، چطور توانستي درستش كني، د {دورا ديامانت} هم اين را نميفهمد. از هر نظر اين يكي بهتر از جليقهاي است كه تا حالا ميپوشيدم و تازه به نظرم خيلي خوب هم ميآمد. بستهي كره هم – با حفظ فاصلهاي شايسته نسبت به جليقه – بسيار خوشحالكننده بود.»
- «خواهش ميكنم، اگر به طريقي ممكن است، يك لحاف نرم پر يا يك لحاف ساده و يك دشكچه بفرستيد. در كلينيك فقط ضروريترين چيزها را به او ميدهند، آخر كمي نازپرورده است، خريدنشان گران است.» {دورا ديامانت}
-
نامه ای كه هرگز به مقصد نرسید / زندگی و هنر كافكا در كوچهی زمان
اشتراک در:
پستها (Atom)