۲۷ مهر ۱۳۸۸

گرسنه

كنوت هامسون

احمد گلشيرى
نشر نگاه/ چاپ دوم87/ 259صفحه/ 4000تومان
صفحه‌ى اول، زير عنوان كتاب نوشته شده: «كلاسيك‌هاى مدرن». كنوت هامسون برنده‌ى جايزهى نوبل ادبيات سال 1920 بوده و از 1859 تا 1952 زندگى كرده. احتمالاً اين كتاب بايد قبل از دهه‌ى بيست چاپ شده باشه. به هر حال كتاب مدرنى محسوب مى‌شه و يك‌جا خوندم كه به جريان سيال ذهن نزديكه.

شخصيت اصلى داستان يك مقاله‌نويس آس و پاس و بدبخته و تقريباً در تمام طول داستان گرسنه‌ست. اكثر اوقات پولى براي خريدن غذا نداره و وقتى هم پولى به دست مياره هدرش مى‌ده. به نظرم مهم‌ترين ويژگى كتاب، تغييرات ناگهانى راوى‌يه. با يك اتفاق كوچك همه‌چيز به نظرش خوب و دوست‌داشتنى مياد اما دودقيقه‌ى بعد اين احساس رو نداره. اين براى هر كسى پيش مياد اما نوشتنش طورى كه باورپذير باشه سخته. اين كار رو خيلى خوب انجام داده. داستان توى نوروژ و شهر اسلو میگذره. فضاى شهر و خيابون‌ها مثل هوا سرده اما شخصيت اصلى بيشتر وقت‌ها بى‌قيدانه رفتار مى‌كنه و كارهاى عجيبى ازش سر مى‌زنه و قابل ترحمه. يعنى شبيه بقيه‌ى آدم‌هاى اون منطقه نيست.
انگار اين كتاب به اندازه‌ى لياقتش توى ايران شناخته نشده. درحالى كه اسم احمد گلشيرى اطمينان‌بخشه. ترجمه تقريباً به زبان محاوره‌ست كه با شرايط داستان مناسبه و خوندن رو راحت‌تر میكنه.

۱۸ مهر ۱۳۸۸

طبل حلبي

گونتر گراس

ترجمه‌ي سروش حبيبي
نشر نيلوفر/ چاپ سوم86/ 793 صفحه/ 9500تومان
كتاب هفت‌صد هشت‌صد صفحه‌اي يا بيشتر اگر بتونه خواننده رو تا آخر بكشونه كتاب موفقيه. معمولاً اين رمان‌ها شرح زندگي يك‌نفر يا يك دوره‌اند. يعني تقريباً كل زندگي شخصيت رو توي كتاب مي‌بينيم. اين باعث مي‌شه پشيمون نشيم چون غيرمستقيم در جريان كل زندگي يك يا چند نفر قرار مي‌گيريم.
طبل حلبي از به دنيا اومدن اسكار شروع مي‌كنه و تا آخر مي‌ره. (روايت اول شخص) شخصيت اصلي داستان، اسكار، يك كوتوله است. توي سه سالگي از پله‌ها مي‌افته و ديگه رشد نمي‌كنه. كادو تولد سه سالگي‌ش يك طبل حلبيه كه از اون به بعد هميشه اون رو با خودش همه‌جا مي‌بره. اتفاقات زيادي براي خودش و اطرافيانش مي‌افته و در كل داستان پرماجراست. مايه‌هاي غيرواقعي هم داره اما به جاست. مثلا با صداش شيشه ها رو مي‌شكونه يا ادعا مي‌كنه از اولِ به دنيا اومدنش رو يادشه. البته راوي غيرقابل اعتماده يعني در حين داستان مي‌بينيم يك چيزايي رو عمداً يا سهواً اشتباه گفته. موقعيت‌هاي طنز هم توي داستان زياده. شرح عشق‌هاي راوي هم فوق‌العاده‌ست. زمان و مكان داستان آلمانِ جنگ جهانيه.
توي بعضي قسمت‌ها نوع روايت خيلي به‌جا و عالي عوض مي‌شه (مثلاً آخر كتاب اول) و دركل نثر كتاب يك‌دست نيست. اولِ كتاب خسته‌كننده است اما بعد از پنجاه شصت صفحه روي روال مي‌افته. (وقتي كه به نوع حرف زدن اسكار عادت مي‌كنيم.)
پشت كتاب از كامران فاني نقل شده: «طبل حلبي اثري است فلج‌كننده، خواننده را در چنگال خود مي‌گيرد، و آنگاه با سر در گرداب زندگي دهشتزا رهايش مي‌كند.» درسته، الان كه دارم يك قمست‌هايي‌ش رو دوباره مي‌خونم مي‌فهمم. بايد جزء شاهكارها حسابش كرد.

۱ مهر ۱۳۸۸

کافه پولشری

الن وتز

اصغر نوری

نشر نیلا (کتاب کوچک) / 1386/ 24صفحه/ 500تومان

- وقتی کتابی چاپ می شه که بیست و چهار صفحه داره خود به خود توقع خواننده بالا می ره. یعنی داستان کوتاه یا نمایشنامه ی چاپ شده در حدی هست که به عنوان یک کتاب مستقل به چاپ برسه. کافه پولشری اصلا این ویژگی رو نداره. کل نمایشنامه یک مونولوگه از زنی به اسم پولشری که صاحب کافه است. از مشتری ها صحبت می کنه و از اتفاقاتی که توی زندگی برای خودش افتاده و علاقه ای که به یکی از مشتری های کافه پیدا کرده. نمایشنامه لحن طنز داره و شخصیت پولشری باورپذیر به نظر میاد اما نمی شه خیلی روی این نمایشنامه حساب کرد. فکر می کنم متوسط بهترین لفظ برای توصیف این کتابه.

۱۷ شهریور ۱۳۸۸

آنتيگون

ژان آنوي
احمد پرهيزي
نشر ني (دورتادور دنيا)/ چاپ اول88/ 122صفحه/ 2000تومان
معمولاً اقتباس كردن خطرناكه و مسئوليت به همراه داره. در ضمن يك پيش‌فرض منفي در مورد اقتباس‌ها وجود داره. فرض بر اينه كه اقتباس‌ها آثار شاخصي نيستند مگر اين‌كه خلافش ثابت بشه. احتمالاً شهرتي كه اثر اوليه داره و محبوبيتش، باعث اين نگرش مي‌شه.
جنازه‌ي برادر آنتيگون به دليل قتل و خيانت در بيابان رها شده تا خوراك حيوانات بشه و آنتيگون سعي مي‌كنه برادرش رو خاك كنه. البته بعداً و موقع صحبت‌هاي آنتيگون و كرئون مي‌فهميم كه انگيزه‌ي آنتيگون بيشتر از اين‌هاست و حالت دغدغه‌ي نوع بشر رو مي‌گيره.
مترجم در پس‌گفتار راجع به زندگي ژان آنوي، فضاي سياسي فرانسه هنگام نگارش و اجراي آنتيگون، تراژدي سوفوكل و اقتباس‌هايي كه از اون شده و تفسيرهاي سياسي اين نمايشنامه نوشته و به خصوص براي اين‌كه بدونيد آنتيگون سوفوكل و اقتباس ژان آنوي چه فرق‌هاي عمده‌اي دارن مفيده.
اول كتاب چندتا نقل قول آورده شده كه عمدتاً تعريف و تمجيد از اين اقتباسه: «آنتيگون شاهكاري حقيقي است. مدت‌ها بود كه محافل تئاتر فرانسه با نمايشي سراسر تراژيك تكان نخورده بود...»
- menu

۱۴ شهریور ۱۳۸۸

تو مشغول مردن‌ات بودي

(گزيده‌اي از شعر و عكس جهان)
محمدرضا فرزاد
انتخاب عكس‌ها: شهريار توكلي
حرفه هنرمند/ چاپ اول87/ 208صفحه/ 8500تومان
براي هر شعر يك عكس آورده شده. معمولاً عكس‌ها ارتباط مستقيم با مضمون شعر دارن. يك شعر از براتيگان توي كتاب هست:
بي‌خيال عشق!
مي‌خواهم
لاي موهاي طلائي‌ت بميرم.
عكسي كه شهريار توكلي براي اين شعر انتخاب كرده تصوير يك زن از پشت سره با موهاي طلائي كه سايه‌ي يك مرد كه داره نگاهش مي‌كنه افتاده روي لباسش. بعضي جاها به نظر مياد هم‌نشيني شعرها و عكس‌ها نتيجه بخش نبوده و اگر هر كدوم جدا از هم قرار مي‌گرفتن بهتر مي‌شد.
فكر مي‌كنم معيار مترجم براي انتخاب شعر علاقه‌ي شخصي بوده. چون نمي شه ارتباط خاصي بين شاعرها پيدا كرد. هم از لحاظ مليت و هم از لحاظ تعداد شعرهايي كه از هر شاعر آورده شده.
به پيش پر مي‌كشيم و
به پس مي‌نگريم.
چه بهشتي بود!
چه جهنمي بود!
مردم ميهن من
آينده را مرور مي‌كنند.
(مرور آينده - آندري وزنسنسكي)

۱۲ شهریور ۱۳۸۸

هنر مدرن

نوربرت لينتن
علي رامين
نشر ني/ چاپ سوم 86/ 518صفحه/ 12000تومان
اين كتاب تقريباً از دوران امپرسيونيت‌ها شروع مي‌شه. توضيح مي‌ده چطور اين گرايش‌هاي جديد به وجود اومد و چه زمينه‌اي داشت. راجع به هنرمنداي مهم اون دوران و اون مكتب صحبت مي‌كنه و يه سري از كارهاش رو شرح مي‌ده. (بيشتر اون آثاري كه عكسشون تو كتاب هست.) كتاب خيلي خوبيه. يعني كامله و پيچيده هم نيست و شرايط هر دوران رو خيلي خوب توضيح مي‌ده. مثلاً در مورد «دادا» مي‌گه كه چظور قضيه از افتتاح يه كاباره‌ي هنري شروع شد و بعدش چي پيش اومد و آخرش به كجا رسيد و...
بيشتر تمركزش روي نقاشيه و بعد مجسمه سازي. توي فصل هنرهاي مفهومي هم راجع به اتفاق‌هايي كه توي اون دوران خاص فراگير شد توضيح مي‌ده. مثلاً چند نفري بوده‌ن كه خودشون رو جلوي مردم مثله كرده‌ن و آخرش ‌مرده‌ن و اين رو به عنوان اثر هنري در نظر مي‌گرفتن. يا «يوزف بويز» مسئوليت كامل هرگونه بارش برف در دوسلدورف در ماه فوريه رو بر عهده مي‌گيره. البته اينا براي يه دوره‌ي خاص بود. (بيشترشون دهه‌ي شصت ميلادي بوده‌ن) يعني اگه الآن كسي از اين خلاقيتا به سرش بزنه خيلي تحويلش نمي‌گيرن. چون وارد يه دوره‌ي ديگه شده‌يم.
يكي ديگه از خوبي‌هاي اين كتاب اينه كه آدم مي‌بينه بقيه‌ي آدما چه فكرايي مي‌كنن. يعني چه كارهاي جديدي مي‌كنن. يا اين‌كه كلاً نظرشون راجع به خيلي چيزا چيه. بعد آدم فكر مي‌كنه كاري مونده كه اينا قبلاً نكرده باشن؟ (حتماً مونده و لي الآن تو دوره‌اي هستيم كه خيلي جاي كار جديد به اون شكل نيست. حالا شايد بعداً شرايط عوض بشه.) عنوان فصل آخرش هنرمند در جامعه‌ي مدرنه كه اون‌جام خيلي حرفاي خوبي مي‌زنه. خلاصه كسي كه به اين جور چيزا علاقه‌منده حتماً اين كتاب رو بخونه. فقط طولانيه و ممكنه توي خوندنتون وقفه پيش بياد.