۳۰ اوت ۲۰۰۹

اولين تپش‌هاي عاشقانه‌ي قلبم

به كوشش كاميار شاپور و عمران صلاحي
نشر مرواريد/ چاپ ششم1387/ 336صفحه/ 5700تومان
نامه‌هاي فروغ به همسرش پرويز شاپور. نامه‌هاي قبل از ازدواج و نامه‌هاي بعد از ازدواج و نامه‌هاي بعد از طلاق. خوندن همچين كتاب‌هايي خيلي لذت‌بخشه. چون به طور مستقيم در جريان زندگي اون آدم قرار مي‌گيرين. اولين نامه‌ها زماني شروع شده كه فروغ شونزده ساله بوده و شاپور بيست و هشت ساله. اين كتاب فقط نامه‌هاي فروغ به شاپوره و معلوم نيست نامه‌هاي شاپور رو فروغ كجا گذاشته. يعني شاپور نامه‌هاي فروغ رو نگه داشته و فقط توي دوتا نامه شاپور يه حاشيه‌ي كوچيك نوشته. مثلاً نوشته دركل نسبت به جنس مخالف نظر خوبي نداره و...شاپور هشت سال عاشق يكي بوده كه بعد طرف با يكي ديگه عروسي مي‌كنه و بعد هم شاپور با فروغ آشنا مي‌شه. بايد به اين توجه كنيم كه فروغ شونزده سالش بوده و نامه‌هايي كه نوشته احتمالاً براي يه دختر شونزده ساله طبيعيه. بعد كه سنش بيشتر مي‌شه كم‌كم نشونه‌هاي تغيير لحن و فكرش معلوم مي‌شه. البته نامه‌ها تا زمان بيست و يك سالگي فروغ ادامه دارن. در مورد چيزهاي زيادي نوشته. از رابطه‌ش با خانواده‌ش و نااميدي‌هاش و چاپ كردن اولين كتابش و بحث سر اين‌كه چرا تنهايي و وقتي شاپور اهواز بوده چندبار رفته لاله‌زار و... همين‌ها كافيه براي خوندن اين كتاب. پرويز شاپور هم خودش اعجوبه‌اي بوده واقعاً. اين جور كتاب‌ها جداً خيلي مفيدن و خيلي هم لذت‌بخشن.

۲۷ اوت ۲۰۰۹

مردم عادي زندگي معمولي

نشر ني/88/107 صفحه/1800تومان
اولين كتابيه كه از مهدي فاتحي منتشر مي‌شه. دوازده تا داستان كوتاهه. از بيشترش خوشم اومد. يعني چندوقتي بود كه مجموعه داستان فارسي به اين خوبي نخونده بودم. (معني‌ش اينه كه مجموعه داستان‌هاي ديگه اصلاً خوب نيستن.)
مضمون داستان‌ها و حال و هواشون با بقيه‌ي داستان كوتاه‌هاي ايراني متفاوته. مثلاً يه جاهايي من رو ياد موراكامي مي‌نداخت. يعني اگه يه سري داستان‌هاش بيشتر پرداخت شده بودن مي‌تونست خيلي خوب باشه. داستان اولش خيلي خوبه و همون‌طور كه تو اعتماد نوشته آدم رو ياد گاوخوني مي‌ندازه. از داستان دوم اصلاً خوشم نيومد. فانتزيه و مايه‌هاي طنز داره و توش سلين و چندتا نويسنده‌ي ديگه هستن. تو بقيه‌ي داستان‌ها من از مردم عادي زندگي معمولي و عجب بهار كسالت‌آوري بيشتر خوشم اومد و از پنجره‌م خوشم نيومد.
به نظرم بيشتر داستان‌هاي اين كتاب رو نمي‌شه رئال حساب كرد. موقعيت‌هاي خاصي رو براي داستان‌ها در نظر مي‌گيره و توي شخصيت‌پردازي‌ هم سعي نمي‌كنه همه چيز رو شبيه زندگي واقعي جلوه بده. البته اين با فضاي داستان هماهنگه و تو ذوق نمي‌زنه. بيشتر داستان‌هام توي يه گستره‌ي زماني طولاني مي‌گذرن. يعني اين‌جوري نيست كه شرح يك روز يا يك ساعت راوي باشه. معمولا چند روز از زندگي اون طرف رو تو چند خط مي‌گه و بعضي وقت‌ها كل زندگي‌ش رو تو داستان خلاصه مي‌كنه.
در كل واقعاً خوبه.

۲۶ اوت ۲۰۰۹

ازدواج هاي مرده

آزيا سرنچ تودوروويچ احمد پرهيزي نشر ني/1388/ 75 صفحه/ 1600 تومان فضاي خيلي خوبي داره. طرح جلدش خيلي عاليه. گروه ويرگول كه الآن داره سگ سكوت رو اجرا مي‌كنه قراره بعداً اين رو هم اجرا كنه. من كه از سگ سكوت اصلاً خوشم نيومد. اما اين نمايشنامه‌ي خوبيه. حس جالبي داره. فضاي داستان سرده و داستان رئالي نيست. يه دختري كه مي‌خواد ازدواج كنه و مادرش مرده. اما مادره به ديدنشون مي‌آد. خونه‌ي جالبي دارن. نمي‌شه راجع بهش توضيح داد. ولي به نظر من يكي از بهترين‌هاي مجموعه‌ي دورتادور دنياست.

پري فراموشي

فرشته احمدی
نشر ققنوس/ 1387/ 230صفحه/ 3800تومان
توی كتاب قسمت‌های خوب زياد هست اما زبان كتاب خيلی ساده نيست. البته كاملاً قابل فهمه اما من فكر می كنم اگه با يه زبان ديگه‌اي نوشته می شد بهتر بود. مثلاً پشت كتاب نوشته: « برق شهر قطع بود و زيبايی شب‌های تهران بی‌آن همه نقطه‌ريز روشن، ره‌ گم‌كرده و خاموش، مردی را به انتظار ظهور، به تخته‌سنگی صاف و كمياب ميخكوب كرده بود. » ره گم‌كرده و خاموش اصلاً خوب نيست و ‌كلاً هم اين خيلی جمله‌ی خوبی نيست.
راوی خيال‌پردازه و خيلی جاها بين خيال‌هاش و اتفاقات واقعی داستان مرز مشخصی نيست اما نويسنده خوب اين‌جاها رو تلفيق كرده. رابطه‌ی شخصيت اصلی داستان با مادرش توی داستان مهمه و خوب نوشته شده. دختره از مادرش بدش می‌آد و توصيف‌هايی كه می‌كنه از رفتار مادره احساس دختره رو برای آدم قابل درك می‌كنه. با اين‌كه مادره كار خيلی عجيبی نمی‌كنه. شايد خيلی زن تو سن و سال اون اين‌جور رفتارها رو داشته باشن اما من دقيقاً می‌فهمم چی می‌گه. اما رابطه‌ی دختر و پدرش كليشه‌ايه. جفت‌شون همديگه‌ رو خيلی دوست دارن. نوع رابطه‌ی اين دوتا رو تو هر فيلم و داستانی قبلاً ديديم.
ديالوگ‌ها هم محاوره نيستن و علاوه بر اين خودشون هم معمولاً پيچيده‌ان و شبيه ديالوگ‌های روزمره‌ی آدم‌ها نيستند و يه‌كم داستان رو شبيه فيلم‌های بيضايی می‌كنه.
مد شده كه توي داستان‌ها يه بخشی از آهنگ‌های خواننده‌های جديد رو بذارن. توی « نگران نباش » و « احتمالاً گم شده‌ام » از آهنگ‌های نامجو نوشته شده و اين‌جا هم سهيل نفيسی و شعر نيما.

بايگانی وبلاگ