۱۱ نوامبر ۲۰۰۹

دیوارگذر

مارسل امه
اصغر نورى
نشر ماهی/ چاپ اول ۸۸/ ۱۶۷ صفحه/ ۲۵۰۰ تومان


پنج‌تا داستان کوتاهه. توی چهارتا از داستان‌ها اتفاقات غیرواقعی می‌افته و در کل حال و هوای داستان‌ها فانتزیه. مثلاً داستان اول در مورد کارمندیه که از یک روز این توانایی رو پیدا می‌کنه که از دیوارها رد بشه. می‌شه گفت به «تارک دنیا مورد نیاز است» شباهت داره. به خصوص داستان اول و آخر. اما اون سرخوشی تارک دنیا رو نداره. یعنی معمولاً داره یک جنبه‌ی زندگی آدم‌ها رو مسخره می‌کنه و با لحن تلخ موقعیت طنز درست می‌کنه. این‌طور که توی مقدمه نوشته نویسنده‌ی معروفیه و این اولین کتابیه که ازش ترجمه شده.
پشت جلد: «مارسل امه نگاه بدبینانه‌ای نسبت به جهان دارد، ولی این نگاه به جای منتهی شدن به یاس و پوچی به طنزی سیاه می‌رسد. او با شلاق طنز به تمام حماقت‌های جمعی حمله می‌کند. با این حال اهل پند و موعظه نیست و قبل از هر چیز می‌خواهد سرگرممان کند و با درآمیختن واقعیت و خیال ما را از فشار روزمرگی برهاند.»

۸ نوامبر ۲۰۰۹

در باب حکمت زندگی

آرتور شوپنهاور

محمد مبشرى

نشر نیلوفر/ چاپ اول۸۸/ ۲۷۷صفحه/ ۵۵۰۰ تومان

درکل توی تاثیرگذار بودن کتاب‌ها مخوصاً داستان‌ها حرفه. حالا این‌که داستان نیست و فلسفه هم نمی‌شه حسابش کرد، اما واقعاً تاثیرگذار بود. البته بستگی به این داره که با حرف‌هاش موافق باشید یا نه. اگر موافق باشید حقیقتاً لذت‌بخش و تاثیرگذاره. هیچ کتابی به این اندازه خوشحالم نکرده بود. منظور شوپنهاور از حکمت زندگی، اینه که چطور زندگی رو تنظیم کنیم تا در حد امکان دلپذیر و همراه با سعادت باشه و معتقده تا حالا کسی کتابی به این مضمون ننوشته. می‌گه سرنوشت انسان از سه مشخصه‌ی اساسی به وجود میاد: ۱- آنچه هستیم (شخصیت انسان اعم از سلامت و زیبایی و خصوصیات اخلاقی و هوش و تحصیلات) ۲- آنچه داریم (هر نوع مالکیت و دارایی) ۳- آنچه می‌نماییم (عقیده‌ی دیگران درباره‌ی ما که به آبرو و مقام و شهرت تقسیم می‌شود.) بعد درباره‌ی این سه مشخصه توضیح می‌ده و استدلال می‌کنه که مورد اول بیشتر از هر چیزی در سعادت ما موثره. به اعتقاد شوپنهاور زندگی انسان‌ها دو سر طیف داره: رنج و کسالت. اقشار رو به پایین اجتماع مدام تلاش می‌کنند تا از رنج فرار کنند. اقشار رو به بالا گرفتار کسالت و بی‌حوصلگی هستند و سعی می‌کنند به روش‌های مختلف مثل مصرف کردن یا سرگرمی از این کسالت بیرون بیان. «کسی که از نظر ذهنی پرمایه است، در درجه‌ی اول طالب این است که از رنج و ناراحتی آزاد باشد و آرامش و فراغت داشته باشد و درنتیجه، به دنبال زندگی آرام، با قناعت و در حد امکان، بدون درگیری است. از این‌رو، پس از اندک آشنایی با کسانی که به اصطلاح همنوع او هستند، به انزوا کشانده می‌شود و اگر شعوری در حد کمال داشته باشد، تنهایی را برمی‌گزیند. زیرا هرچه آدمی بیشتر در درون خود مایه داشته باشد، از بیرون کم‌تر می‌خواهد و دیگران هم کم‌تر می‌توانند چیزی به او عرضه کنند. از این‌رو، بالا بودن شعور به دوری از اجتماع منجر می‌گردد.»

کاملاً از بالا نگاه می‌کنه و به مردم بد و بیراه می‌گه. در نهایت برای توانایی فکری ارزش قائله و مشغولیت به اون و تنهایی رو بهترین راه سعادت می‌دونه. حالا این فعالیت ذهنی می‌تونه فلسفه یا انواع هنرها باشه و مثال‌هایی که میاره هم توی همین دو گروه قرار می‌گیرند. در مورد اهمیت دادن به نظر مردم می‌گه که این اهمیت مستقیم و بی واسطه نیست، بلکه از این جهت که رفتار دیگران در قبال ما رو تعیین می‌کنه اهمیت داره: «آنچه در ذهن دیگری می‌گذرد، برای ما فی‌نفسه بی‌اهمیت است و اگر به سطحی بودن و پوچی افکار، محدود بودن مفاهیم، حقارت طرز فکر، واژگونگی عقاید و اشتباهات فراوانی که در ذهن غالب اشخاص وجود دارد به قدر کافی پی ببریم، و علاوه بر این به تجربه بیاموزیم که مردم با چه تحقیری از کسی سخن می‌گویند که دیگر هراسی از او ندارند یا گمان می‌کنند، حرفشان به گوش او نخواهد رسید، در این صورت به تدریج در برابر نظر دیگران بی‌اعتنا می‌شویم.» بخش دوم کتاب اندرزها و اصول عملی درباره‌ی این سه مشخصه‌ست و بخش آخر درباره‌ی تفاوت انسان در سنین گوناگون. تقریباً همه‌ی مطالب کتاب برای ما مصداق داره به جز بخشی که درباره‌ی آبروی شهسواری و دوئل کردنه که شوپنهاور شدیداً ازش انتقاد می‌کنه.

۲ نوامبر ۲۰۰۹

فلسفه‌ى قاره‌اى

سايمون كريچلى

خشايار ديهيمى
نشر ماهى (مجموعه‌ى مختصرمفيد) / چاپ اول۸۷/ ۱۹۹صفحه/ ۳۰۰۰ تومان
اين‌طور كه اين‌ كتاب نوشته، فلسفه‌ى قاره‌اى در يك توضيح ساده، فلسفه‌ى قارهى اروپا منهاى كشورهاى انگليسى‌زبانه. در كل بين ساكنان كشور‌هاى انگليسى‌زبان با بقيه‌ى اروپا جدايى فرهنگى و سياسى و... وجود داره. فلسفه‌ى قاره‌اى به نوعى نقطه‌ى مقابل فلسفه‌ى تحليلى يا فلسفهى انگليسى- آمريكاييه. توى بيشتر فلسفه‌ها رابطه‌ى شناخت و حكمت خيلى مشخص نيست. يعنى سؤال‌ها بيشتر نظرى‌اند و جوابى به سؤال‌هاى عملى‌تر داده نمى‌شه. مثلاً اين‌كه چطور مى‌شه زندگى بهترى داشت. فلسفه‌ى قاره‌اى سعى مى‌كنه اين شكاف رو پر كنه و به حكمت هم بپردازه.
اين‌هايى كه نوشتم از پيشگفتار كتاب بود. توى فصل اول در مورد شكاف بين شناخت و حكمت بيشتر توضيح مى‌ده و توى فصل دوم در مورد سرچشمه‌هاى فلسفه‌ى قاره‌اى. در كل فلسفه‌ى قاره‌اى و فلسفه‌ى تحليلى دوتا مبناى متفاوت دارند. فلسفه‌ى قاره‌اى از كانت شروع مى‌شه و با هوسرل ادامه پيدا مى‌كنه و فلسفه‌ى تحليلى بر مبناى منطق فرگه‌ست.
هايدگر از نماينده‌هاى فلسفه‌ى تحليليه و يك فصل كتاب در مورد اختلاف اون و كارناپه. هايدگر معتقده سؤال‌هاى فلسفى رو نمى‌شه در حد پژوهش علمى تقليل داد. پس در مورد متافيزيك هم نمى‌شه كار رو با تحليل منطقى تموم كرد. اما كارناپ معتقده همه‌ى سؤال‌ها با تحليل منطقى جواب داده مى‌شه و تنها راه شناخت همينه.
بخش عمده‌ى كتاب در مورد همين اختلافه. فلسفه‌ى تحليلى وقتي به افراط كشيده بشه به علم‌زدگى تبديل مىشه واگر فلسفه‌ى قاره‌اى به افراط كشيده بشه به وهم‌زدگى تبديل مي‌شه. منتها يكى از عمده اختلاف‌هاى اين دوتا مكتب نحوه‌ى قرائت كانته. يعني اين‌كه چه‌جورى كانت رو تحليل كنيم. بنابراين لازمه كه خواننده‌ها كانت رو خونده باشن كه من درست نخونده بودم. اما زبان كتاب پيچيده نيست و همين‌طورى‌ام چيزاى زيادى دستگيرتون مى‌شه. اين مجموعه‌ى «مختصرمفيد» خيلى به درد بخوره. از قطع كتاب و سر وشكلش بگير تا اين‌كه راحت خونده مى‌شه و ترجمه‌هاى خوبى هم داره.

۳۱ اکتبر ۲۰۰۹

حافظه‌ی شکسپیر

خورخه لوئيس بورخس

ترجمه‌ی بابك تبرايى
نشر نيلا (مجموعه‌ى كتاب كوچك)/ چاپ اول۸۵/ ۱۲ صفحه/ ۵۰۰تومان
هرمان سورگل، شخصيت اصلى داستان، يك اديب آلمانيه كه محور بيشتر تحقيقاتش شكسپير بوده. يك روز يكى از همكارهاش پيشنهاد مى‌كنه كه حافظه‌ى شكسپير رو به عنوان هديه از اون قبول كنه و توضيح مى‌ده كه وقتى توى ارتش پزشك بوده يك سرباز صفر كه دوبار تير خورده و نزديك مرگ بوده اين حافظه رو بهش تقديم كرده. سورگل حافظه رو قبول مى‌كنه و داستان پيش مى‌ره.
عجيب بودن داستان بيشتر به خاطر همين طرح كلى‌شه. بعد از قبول حافظه، داستان روند آروم و معقولى داره و در عين حال همه چيز توى هاله‌اى از قديمى و موهوم بودن میگذره كه خيلى توضيح دادنى نيست و احتمالاً توى بيشتر داستان‌هاى بورخس وجود داره.
توى يكى از صحنه‌هاى داستان، دوست سورگل يك حكايت مى‌گه: «در پنجاب يك‌بار يكى از رفقا گدايى را به من نشان داد. حتماً مى‌دانيد كه در قصص اسلامى، شاه سليمان حلقه‌اى داشته كه به او اجازه مى‌داده زبان پرنده‌ها را بفهمد. آن زمان همه اعتقاد داشتند كه اين گدا به طريقى همان حلقه را به دست آورده است. قيمت اين شىء چنان بالاتر از هر تخمينى بود كه گداى بيچاره هرگز نتوانست بفروشدش، عاقبت هم در يكى از صحن‌هاى مسجد فاضل‌خان در لاهور فوت كرد.» قبول كردن حافظه‌ى شكسپير براى سورگل تبعات داره. مثل اين‌كه توى اين حكايت فهميدن زبان پرنده‌ها براى گدا تبعات داشته باشه و در نهايت باعث پشيمونی گدا بشه. در كل اين مضمون تا حالا زياد تكرار شده. يعنى مايه‌ى اصلى داستان چيز تازه‌اى نيست اما شيوه‌ى روايتش جالبه. مثلاً شخصيت سورگل كاملاً توى نثر داستان تاثير گذاشته. يعنى نثر داستان علمى و محققانه‌ست.

۲۹ اکتبر ۲۰۰۹

ساعت ۲۵/ اشخاص

محسن محبى
نشر نى (دور تا دور دنيا، نمايش‌نامه) / چاپ اول ۸۸/ ۱۲۸ صفحه/ ۲۰۰۰تومان
دو تا نمايش‌نامه‌ست: ساعت ۲۵ و اشخاص. ساعت ۲۵ چهار تا شخصيت داره: ماكى، هرزى، هوشى و مامان. ماكى و هوشى برادرند و هرزى نامزد هوشى‌يه. ماكى سر به راه و منظمه و براى شركتى كار مى‌كنه كه تمام شهر مال رئيس اون شركته و حالا چون ماكى يك سرى برگه‌ى ارقام رو گم كرده داره اخراج مى‌شه. ولى هوشى كار درست و حسابى نداره چون از صاحب شركت متنفره و دليل اين موضوع رو تقريباً آخر نمايش‌نامه مى‌فهميم. در كل اصلاً ايرانى نيست. يعنى نوع روابط و ديالوگ‌ها هم شبيه نمايش‌نامه‌هاى خارجيه. اين باعث مى‌شه نمايش‌نامه تصنعى بشه. توى داستان‌هايى كه نويسنده‌هاى ايراني با شخصيت‌ها و فضاى غربى مى‌نويسند هم اين وجود داره. به نظر من مشكل ساعت ۲۵ همينه.
اشخاص سه تا شخصيت داره: مرد اول، مرد دوم، مرد سوم. اين سه نفر توى يك فضاى شبيه به حياط پشت سر هم میدوند. هر سه تا به خاطر جنايتى كه انجام دادند محكوم شدند و الآن توى زندانند اما هيچ‌كدوم چيزى يادشون نمياد. يه‌كم شبيه در انتظار گودوئه. از لحاظ كودنى شخصيت‌ها و تفسير نهايى كه از نمايش‌نامه مى‌شه. يعنى احتمالاً اين سه‌تا تمثيلى از وضعيت ما توى دنيا هستند.
قراره چندتا نمايش‌نامه‌ى ديگه از همين نويسنده توى اين مجموعه چاپ بشه. محسن محبى الآن بيست‌وهفت سالشه. خيلى جاى پيشرفت داره.

۲۸ اکتبر ۲۰۰۹

سیاست

كنت ميناگ
بهمن دارالشفايى
نشر ماهى/ چاپ اول 87/ 176 صفحه/ 3000تومان

مجموعه‌ى «مختصر مفيد» ترجمه‌ى يك سرى از كتاب‌هاى آكسفورده و تا حالا سياست و منطق و فلسفه‌ى سياسى و فلسفه‌ى قاره‌اى‌ش رو نشر ماهى چاپ كرده. توى فصل اول توضيح مى‌ده چرا مستبد‌ها به عالم سياست تعلق ندارند و مى‌گه: «امكان ظهور استبداد در هيچ مكان يا زمانى منتفى نيست. بسيارى از كشورها هنوز به اين شكل اداره مىشوند، و در اين كشورها هر لحظه تهديد رنج يا مرگ وجود دارد؛ زندگى در اين كشورها مثل زندگى در يك ديوانه‌خانه است.» ضربه‌ى اول رو همين‌جا مى‌زنه و به ما يادآورى مىكنه كه از نظر اون زندگى توى كشورى مثل كشور ما فرقى با بسترى بودن توى تيمارستان نداره. اگر قرار باشه مشكلى با اين كتاب داشته باشيم همين‌جاست. چون نويسنده توى حكومتى مثل ما نبوده و قضاوتش مثل ما نيست.
اين كتاب قراره يك آشنايى كلى راجع به سياست به دست بده و كاملاً همين كار رو مىكنه. اول در مورد يونان و روم باستان و تفاوت نظر مردم اين دو منطقه در مورد سياست توضيح مى‌ده و بعد درباره‌ى نقش مسيحيت و ظهور فرد. فصل‌هاى بعدى كتاب: ايجاد دولت مدرن، چگونه يك جامعه‌ى مدرن را تحليل كنيم؟ روابط بين دولت‌ها: چگونه قدرت را متعادل كنيم؟، تجربه‌ى سياست: چگونه يك سياست‌ورز باشيم؟، تجربه‌ى سياست: احزاب و آموزه‌ها، تجربه‌ى سياست: عدالت، آزادى و دموكراسى، بررسى سياست با ديدگاه علمى، ايدئولوژى سياست را به مبارزه ميطلبد، آيا سياست مى‌تواند از قرن بيست و يكم جان سالم به در ببرد؟
نكته‌ اين‌جاست كه سياست با خيلى چيزها همپوشانى داره و به همين خاطر نويسنده بعضى جاها حرف‌هاى فوق‌العاده‌اى ميزنه كه خيلى هم به سياست مربوط نيست. مثل اين: «تجربه نشان داده است كه يك مشكل صرفاً به قيمت ايجاد مشكلات جديد، حل مى‌شود، اگر اصلاً حل‌شدنى در كار باشد.»

بايگانی وبلاگ