۳۱ اکتبر ۲۰۰۹

حافظه‌ی شکسپیر

خورخه لوئيس بورخس

ترجمه‌ی بابك تبرايى
نشر نيلا (مجموعه‌ى كتاب كوچك)/ چاپ اول۸۵/ ۱۲ صفحه/ ۵۰۰تومان
هرمان سورگل، شخصيت اصلى داستان، يك اديب آلمانيه كه محور بيشتر تحقيقاتش شكسپير بوده. يك روز يكى از همكارهاش پيشنهاد مى‌كنه كه حافظه‌ى شكسپير رو به عنوان هديه از اون قبول كنه و توضيح مى‌ده كه وقتى توى ارتش پزشك بوده يك سرباز صفر كه دوبار تير خورده و نزديك مرگ بوده اين حافظه رو بهش تقديم كرده. سورگل حافظه رو قبول مى‌كنه و داستان پيش مى‌ره.
عجيب بودن داستان بيشتر به خاطر همين طرح كلى‌شه. بعد از قبول حافظه، داستان روند آروم و معقولى داره و در عين حال همه چيز توى هاله‌اى از قديمى و موهوم بودن میگذره كه خيلى توضيح دادنى نيست و احتمالاً توى بيشتر داستان‌هاى بورخس وجود داره.
توى يكى از صحنه‌هاى داستان، دوست سورگل يك حكايت مى‌گه: «در پنجاب يك‌بار يكى از رفقا گدايى را به من نشان داد. حتماً مى‌دانيد كه در قصص اسلامى، شاه سليمان حلقه‌اى داشته كه به او اجازه مى‌داده زبان پرنده‌ها را بفهمد. آن زمان همه اعتقاد داشتند كه اين گدا به طريقى همان حلقه را به دست آورده است. قيمت اين شىء چنان بالاتر از هر تخمينى بود كه گداى بيچاره هرگز نتوانست بفروشدش، عاقبت هم در يكى از صحن‌هاى مسجد فاضل‌خان در لاهور فوت كرد.» قبول كردن حافظه‌ى شكسپير براى سورگل تبعات داره. مثل اين‌كه توى اين حكايت فهميدن زبان پرنده‌ها براى گدا تبعات داشته باشه و در نهايت باعث پشيمونی گدا بشه. در كل اين مضمون تا حالا زياد تكرار شده. يعنى مايه‌ى اصلى داستان چيز تازه‌اى نيست اما شيوه‌ى روايتش جالبه. مثلاً شخصيت سورگل كاملاً توى نثر داستان تاثير گذاشته. يعنى نثر داستان علمى و محققانه‌ست.

۲۹ اکتبر ۲۰۰۹

ساعت ۲۵/ اشخاص

محسن محبى
نشر نى (دور تا دور دنيا، نمايش‌نامه) / چاپ اول ۸۸/ ۱۲۸ صفحه/ ۲۰۰۰تومان
دو تا نمايش‌نامه‌ست: ساعت ۲۵ و اشخاص. ساعت ۲۵ چهار تا شخصيت داره: ماكى، هرزى، هوشى و مامان. ماكى و هوشى برادرند و هرزى نامزد هوشى‌يه. ماكى سر به راه و منظمه و براى شركتى كار مى‌كنه كه تمام شهر مال رئيس اون شركته و حالا چون ماكى يك سرى برگه‌ى ارقام رو گم كرده داره اخراج مى‌شه. ولى هوشى كار درست و حسابى نداره چون از صاحب شركت متنفره و دليل اين موضوع رو تقريباً آخر نمايش‌نامه مى‌فهميم. در كل اصلاً ايرانى نيست. يعنى نوع روابط و ديالوگ‌ها هم شبيه نمايش‌نامه‌هاى خارجيه. اين باعث مى‌شه نمايش‌نامه تصنعى بشه. توى داستان‌هايى كه نويسنده‌هاى ايراني با شخصيت‌ها و فضاى غربى مى‌نويسند هم اين وجود داره. به نظر من مشكل ساعت ۲۵ همينه.
اشخاص سه تا شخصيت داره: مرد اول، مرد دوم، مرد سوم. اين سه نفر توى يك فضاى شبيه به حياط پشت سر هم میدوند. هر سه تا به خاطر جنايتى كه انجام دادند محكوم شدند و الآن توى زندانند اما هيچ‌كدوم چيزى يادشون نمياد. يه‌كم شبيه در انتظار گودوئه. از لحاظ كودنى شخصيت‌ها و تفسير نهايى كه از نمايش‌نامه مى‌شه. يعنى احتمالاً اين سه‌تا تمثيلى از وضعيت ما توى دنيا هستند.
قراره چندتا نمايش‌نامه‌ى ديگه از همين نويسنده توى اين مجموعه چاپ بشه. محسن محبى الآن بيست‌وهفت سالشه. خيلى جاى پيشرفت داره.

۲۸ اکتبر ۲۰۰۹

سیاست

كنت ميناگ
بهمن دارالشفايى
نشر ماهى/ چاپ اول 87/ 176 صفحه/ 3000تومان

مجموعه‌ى «مختصر مفيد» ترجمه‌ى يك سرى از كتاب‌هاى آكسفورده و تا حالا سياست و منطق و فلسفه‌ى سياسى و فلسفه‌ى قاره‌اى‌ش رو نشر ماهى چاپ كرده. توى فصل اول توضيح مى‌ده چرا مستبد‌ها به عالم سياست تعلق ندارند و مى‌گه: «امكان ظهور استبداد در هيچ مكان يا زمانى منتفى نيست. بسيارى از كشورها هنوز به اين شكل اداره مىشوند، و در اين كشورها هر لحظه تهديد رنج يا مرگ وجود دارد؛ زندگى در اين كشورها مثل زندگى در يك ديوانه‌خانه است.» ضربه‌ى اول رو همين‌جا مى‌زنه و به ما يادآورى مىكنه كه از نظر اون زندگى توى كشورى مثل كشور ما فرقى با بسترى بودن توى تيمارستان نداره. اگر قرار باشه مشكلى با اين كتاب داشته باشيم همين‌جاست. چون نويسنده توى حكومتى مثل ما نبوده و قضاوتش مثل ما نيست.
اين كتاب قراره يك آشنايى كلى راجع به سياست به دست بده و كاملاً همين كار رو مىكنه. اول در مورد يونان و روم باستان و تفاوت نظر مردم اين دو منطقه در مورد سياست توضيح مى‌ده و بعد درباره‌ى نقش مسيحيت و ظهور فرد. فصل‌هاى بعدى كتاب: ايجاد دولت مدرن، چگونه يك جامعه‌ى مدرن را تحليل كنيم؟ روابط بين دولت‌ها: چگونه قدرت را متعادل كنيم؟، تجربه‌ى سياست: چگونه يك سياست‌ورز باشيم؟، تجربه‌ى سياست: احزاب و آموزه‌ها، تجربه‌ى سياست: عدالت، آزادى و دموكراسى، بررسى سياست با ديدگاه علمى، ايدئولوژى سياست را به مبارزه ميطلبد، آيا سياست مى‌تواند از قرن بيست و يكم جان سالم به در ببرد؟
نكته‌ اين‌جاست كه سياست با خيلى چيزها همپوشانى داره و به همين خاطر نويسنده بعضى جاها حرف‌هاى فوق‌العاده‌اى ميزنه كه خيلى هم به سياست مربوط نيست. مثل اين: «تجربه نشان داده است كه يك مشكل صرفاً به قيمت ايجاد مشكلات جديد، حل مى‌شود، اگر اصلاً حل‌شدنى در كار باشد.»

۲۳ اکتبر ۲۰۰۹

درآمدى بر مدرنيسم در ادبيات

اميرعلى نجوميان

نشر رسش/ چاپ اول83/ 16 صفحه/ 650 تومان
نشر رسش يك مجموعه به اسم «نگاه كوتاه» داره. درباره‌ى نظريه‌هاى ادبى اين كتاب‌ها رو منتشر كرده: نقد فرماليستى، ساخت‌شكنى در فرايند تحليل ادبى، ساخت‌گرايى و نقد ساختارى، ادبيات و نقد فمينيستى، هرمنوتيك و ادبيات، پست‌مدرنيسم در ادبيات و همين درآمدى بر مدرنيسم در ادبيات.
خيلى خلاصه و ساده نوشته شده و هدف كتاب هم همين بوده. اول در مورد تفاوت مدرن و مدرنيته توضيح مىده و بعد درباره‌ى ادبيات مدرنيست. اين بخش كتاب بهتر از ادامه‌شه. ادامه‌ى كتاب معرفى چهره‌هاى بزرگ ادبيات مدرنيستى آمريكا و اروپاست و بعد درباره‌ى مكاتب ادبى اين دوره مثل سمبوليسم و دادائيسم و ... توضيح مختصرى مى‌ده. قسمت آخر هم در مورد مدرنيسم در ادبيات ايرانه و نيما و شاملو و فروغ و هدايت و چوبك و گلشيرى رو معرفى كرده.
دركل خيلى خلاصه‌ست. مثلا در مورد كامو نوشته: «داستان‌نويس، نمايش‌نامه‌نويس و مقاله‌نويس فرانسوى. از ديد كامو، طبيعت و موقعيت انسان هجو و پوچ است و وظيفه هنرمند بيان موقعيت انسانى است.»

۱۹ اکتبر ۲۰۰۹

گرسنه

كنوت هامسون

احمد گلشيرى
نشر نگاه/ چاپ دوم87/ 259صفحه/ 4000تومان
صفحه‌ى اول، زير عنوان كتاب نوشته شده: «كلاسيك‌هاى مدرن». كنوت هامسون برنده‌ى جايزهى نوبل ادبيات سال 1920 بوده و از 1859 تا 1952 زندگى كرده. احتمالاً اين كتاب بايد قبل از دهه‌ى بيست چاپ شده باشه. به هر حال كتاب مدرنى محسوب مى‌شه و يك‌جا خوندم كه به جريان سيال ذهن نزديكه.

شخصيت اصلى داستان يك مقاله‌نويس آس و پاس و بدبخته و تقريباً در تمام طول داستان گرسنه‌ست. اكثر اوقات پولى براي خريدن غذا نداره و وقتى هم پولى به دست مياره هدرش مى‌ده. به نظرم مهم‌ترين ويژگى كتاب، تغييرات ناگهانى راوى‌يه. با يك اتفاق كوچك همه‌چيز به نظرش خوب و دوست‌داشتنى مياد اما دودقيقه‌ى بعد اين احساس رو نداره. اين براى هر كسى پيش مياد اما نوشتنش طورى كه باورپذير باشه سخته. اين كار رو خيلى خوب انجام داده. داستان توى نوروژ و شهر اسلو میگذره. فضاى شهر و خيابون‌ها مثل هوا سرده اما شخصيت اصلى بيشتر وقت‌ها بى‌قيدانه رفتار مى‌كنه و كارهاى عجيبى ازش سر مى‌زنه و قابل ترحمه. يعنى شبيه بقيه‌ى آدم‌هاى اون منطقه نيست.
انگار اين كتاب به اندازه‌ى لياقتش توى ايران شناخته نشده. درحالى كه اسم احمد گلشيرى اطمينان‌بخشه. ترجمه تقريباً به زبان محاوره‌ست كه با شرايط داستان مناسبه و خوندن رو راحت‌تر میكنه.

۱۷ اکتبر ۲۰۰۹

بعد از عروسى چه گذشت

رضا براهنى
نشر نگاه/ چاپ اول88/ 109صفحه/ 2000تومان

كل داستان تو زندان مى‌گذره و مثل اين‌كه از بهترين كتاب‌هاى ادبيات زندان محسوب مى‌شه. اگر بشه اين اسم رو گذاشت. مثلا يك بخش عمده از همسايه‌هاى احمد محمود توى زندان مى‌گذره اما نمى‌دونم جزو ادبيات زندان به حساب مياد يا نه. ولى اين كه داستان توى زندان ميگذره نبايد باعث بشه از خوندنش منصرف بشيد. ماجراى مرديه كه توى مدرسه و جلوى بقيه‌ى معلم‌ها به شاه فحش مى‌ده و فرداى اون روز مى‌برندش زندان. مدام شكنجه مى‌شه به خاطر اين‌كه يك‌بار از روى عصبانيت به شاه فحش داده. (اين‌جا اين سؤال پيش مياد كه ساواك از سازمان اطلاعات خودمون بدتر بوده؟ و جوابش رو بايد بعداً بگيريم).

زن راوى (رحمت شهیر) تقريباً مهمترين دغدغه‌ى راويه. تازه چندماهه ازدواج کرده و نگرانه که زنش رو از دست بده. در نهايت تصميمى که تو زندان ميگيره مهمه که قابل توضيح نيست.

نثر کتاب قويه و درکل داستان خواننده رو همراه خودش ميکشونه وچون داستان توى زندان ميگذره وجود جذابيت خيلى مهمه. اما بعضى جاها اوضاع به نظر واقعى نيست. مثلاً وقتى رحمت شهير رو با آدمى به اسم رحمت شهپر اشتباه ميگيرند. فاميلى‌هاى شهپر و شهير هيچ کدوم خيلى مرسوم نيستند و احتمالش ضعيفه که دوتا آدم با اين شباهت اسمى هردو يک ربطى به سياست داشته باشند.
نکته‌ى مهم اينه که دقت کنيم براهنى چطور صدصفحه رو با يک محدوديت مکانى خيلى خوب درآورده و چطورى صدصفحه در مورد يکى توى زندان نوشته و در عين حال جذابيت داستان رو حفظ کرده. البته بقيه هم اين کار رو کرده‌ند. مثلاً اورول توى 1984 (در کل بعضى جاها به خصوص در مورد شکنجه‌ها به 1984 نزديک ميشه) يا احمد محمود توى همسايه‌ها.

- یادداشت امیرحسین خورشیدفر در روزنامه اعتماد

۱۵ اکتبر ۲۰۰۹

دفترچه‌ى خاطرات و فراموشى

محمد قائد
نشر طرح نو/ چاپ سوم88/ 424صفحه/ 10000تومان

عالى و بى‌نظير. به اين معنا كه نمونه‌ش توى كتاب‌هاى فارسى وجود نداره: مقاله‌هاى پراكنده‌اى با موضوعات مختلف كه توى چند گروه طبقه‌بندى شدند و درعين حال با هم وحدت دارند.
كتاب سه بخش اصلى داره. توى بخش اول (تامل در چند مفهوم و تعريف) سه مقاله هست: درباره‌ى نوستالژى، مفهوم آينده در ادبيات قديم و در تفكر اجتماعى معاصر، اسنوبيسم چيست؟
«درباره‌ي نوستالژى» اين‌طور شروع مى‌شه: «در ديدارى دوباره از خانه‌ى دوران كودكى‌مان، يكى از نخستين احساسها معمولاً اين است: واقعاً اين‌قدر كوچك بود؟ ناگهان درمى‌يابيم حوض خانه‌ى قديمى بسيار كوچكتر از كوچكترين استخرهاست و درخت كاج كنار آن به آسمان سر نمى‌كشد و فقط كمى بلندتر از بام خانه است.» تقريباً هرپاراگراف اين مقاله درخشانه.
«اسنوبيسم چيست؟» طولانى‌ترين مقاله‌ى كتابه و تقريباً درتمام مقاله مفهوم اسنوبيسم توضيح داده مىشه. حوزه‌ى اسنوبيسم گسترده‌ست و تعريفش ساده نيست. جايي از كتاب اسنوبيسم در يك جمله تعريف شده: خطر از دست دادن تمايز. تعريف‌هاى ديگه‌اى هم هست: «كسى كه ميل دارد جزو خواص باشد، كسى كه با سماجت از كسانى كه آن‌ها را بالاتر از خودش مىپندارد تقليد مى‌كند، آن‌ها را چاپلوسانه مى‌ستايد يا مبتذلانه مى‌كوشد با آن‌ها درآميزد» و... قاعدتاً هنر توى اسنوبيسم جاى خيلى عمده‌اى داره: «در كمتر جنبه‌اى از زندگى اجتماعى مىتوان ابرى چنين متراكم و نفس‌گير از اسنوبيسم ديد.» از اين‌جا به بعد مقاله بيشتر در مورد رابطه‌ى هنر و اسنوبيسمه.
بخش دوم (چشم اندازهاى اجتماعى) دو مقاله داره: فرزانگان و بقالها (در مورد رابطه‌ى نخبه‌هاى جامعه با سرمايه‌داران و كاسبكارها) و دگرديسى يك آرمان (درباره‌ى ماركسيسم- لنينيسم در ايران و بقيه‌ى كشورها) بخش سوم (نگاه به گفتار و نوشتار و رفتار) هشت مقاله‌ست: دفترچه‌ى خاطرات و فراموشى، درباره‌ى سانسور، نتيجه‌ى اخلاقى را فراموش نفرماييد، به مردگان نمره‌ى انضباط بدهيد و بگذاريد استراحت كنند، آيا شهرت ويتامين روح است؟، درباره‌ى الهام، توارد، اقتباس و دستبرد، اين صفحه براى شما جاى مناسبى نيست و در فضيلت نام‌ها. همه عالى‌اند. مثلاً دفترچه‌ى خاطرات و فراموشى راجع به فرهنگ پنهان‌كارى (خصوصاً در ايران) و عوارضشه و فوق‌العاده‌ست.
بخش آخر يك مقاله‌ست در مورد شاملو. (شاملو و قائد از قديم دوست بوده‌ان.)
چاپ قبلى كتاب سال هشتاد و چهار بود و چندسال بود كه گير نمى‌اومد. حالا هم با قيمت وحشتناكى چاپ شده. ده هزار تومن براى كتابى با اين حجم باوركردنى نيست. و دركل معلوم نيست چه‌طور اجازه‌ى تجديد چاپ گرفته. چون خيلي جاها صريحاً انتقاد مى‌كنه. نثر كتاب هم يك نمونه‌ى عاليه براى درس گرفتن. محكم و فاخره ولى پيچيده و عجيب نيست. اين كتاب رو بخونيد.

۱۲ اکتبر ۲۰۰۹

توپ شبانه

جعفر مدرس صادقى
نشر مرکز/ چاپ اول88/ 168صفحه/3900 تومان
احتمالاً وقتی کسی می‌گه داستان «ساده و خوشخوان» اسم مدرس صادقى به ذهن مىرسه. اين كتاب هم كاملاً اين خاصيت رو داره و فرق عمده‌ش با داستان‌هاى قبلى مدرس صادقى، زن بودن راوى‌يه كه شايد بعضى جاها به داستان ضربه زده باشه. (يك بي‌قيدى خاصي توى شخصيت‌هاى مدرس صادقى هست - و خيلى قابل توضيح نيست – كه ظاهراً توى مردها بيشتر وجود داره تا زن‌ها. از اين لحاظ ممكنه شخصيت اصلى داستان بعضى وقت‌ها طورى رفتار كنه كه انتظار نمى‌ره.)
شخصيت اصلى (اسمش آورده نمى‌شه) چندسال پيش همراه شوهرش «ابى» از ايران مهاجرت كرده. قبلاً نقاشى مىكشيده و حالا با شاعرى به اسم «جيم» آشنا شده و توى كلاس‌هاى جيم شركت مى‌كنه و شعر مى‌گه. «مهشيد» دوست صميمى راوى‌يه اما دركل كسى نمى‌تونه با راوى همذات‌پندارى كنه. تصميم‌هاى عجيب مى‌گيره و به كسى وابسته نيست. مشكل راوى با همسرش مهم‌ترين انگيزهى اتفاقات بعدى‌يه. مساله‌ى اول همينه و اتفاقات تقريباً بر اين مبنا شكل مى‌گيره. به نظرم داستان تا سه فصل آخر خيلى خوب پيش مي‌ره ولي پايان‌بندى ناگهانى و سريعه و خيلي جالب درنيومده. ( و باورپذير هم نيست).
كتابى كه من دارم از صفحه‌ى صد و بيست مى‌ره صفحه‌ى صد و بيست و پنج و صد و بيست و يك چند صفحه جلوتره. چهار پنج جا اين مشكل رو داره. طرح جلد كتاب هم مثل بقيه‌ى طرح هاى ابراهيم حقيقى براى كتاب‌هاى مدرس صادقى اصلا‌ً جالب نيست و ربطى هم به داستان نداره.

۱۰ اکتبر ۲۰۰۹

طبل حلبي

گونتر گراس

ترجمه‌ي سروش حبيبي
نشر نيلوفر/ چاپ سوم86/ 793 صفحه/ 9500تومان
كتاب هفت‌صد هشت‌صد صفحه‌اي يا بيشتر اگر بتونه خواننده رو تا آخر بكشونه كتاب موفقيه. معمولاً اين رمان‌ها شرح زندگي يك‌نفر يا يك دوره‌اند. يعني تقريباً كل زندگي شخصيت رو توي كتاب مي‌بينيم. اين باعث مي‌شه پشيمون نشيم چون غيرمستقيم در جريان كل زندگي يك يا چند نفر قرار مي‌گيريم.
طبل حلبي از به دنيا اومدن اسكار شروع مي‌كنه و تا آخر مي‌ره. (روايت اول شخص) شخصيت اصلي داستان، اسكار، يك كوتوله است. توي سه سالگي از پله‌ها مي‌افته و ديگه رشد نمي‌كنه. كادو تولد سه سالگي‌ش يك طبل حلبيه كه از اون به بعد هميشه اون رو با خودش همه‌جا مي‌بره. اتفاقات زيادي براي خودش و اطرافيانش مي‌افته و در كل داستان پرماجراست. مايه‌هاي غيرواقعي هم داره اما به جاست. مثلا با صداش شيشه ها رو مي‌شكونه يا ادعا مي‌كنه از اولِ به دنيا اومدنش رو يادشه. البته راوي غيرقابل اعتماده يعني در حين داستان مي‌بينيم يك چيزايي رو عمداً يا سهواً اشتباه گفته. موقعيت‌هاي طنز هم توي داستان زياده. شرح عشق‌هاي راوي هم فوق‌العاده‌ست. زمان و مكان داستان آلمانِ جنگ جهانيه.
توي بعضي قسمت‌ها نوع روايت خيلي به‌جا و عالي عوض مي‌شه (مثلاً آخر كتاب اول) و دركل نثر كتاب يك‌دست نيست. اولِ كتاب خسته‌كننده است اما بعد از پنجاه شصت صفحه روي روال مي‌افته. (وقتي كه به نوع حرف زدن اسكار عادت مي‌كنيم.)
پشت كتاب از كامران فاني نقل شده: «طبل حلبي اثري است فلج‌كننده، خواننده را در چنگال خود مي‌گيرد، و آنگاه با سر در گرداب زندگي دهشتزا رهايش مي‌كند.» درسته، الان كه دارم يك قمست‌هايي‌ش رو دوباره مي‌خونم مي‌فهمم. بايد جزء شاهكارها حسابش كرد.

۵ اکتبر ۲۰۰۹

رديف كاج‌ها و گربه‌ي سفيد

وحيد شريفيان

نشر آهنگ ديگر/ چاپ اول85/ 62صفحه/ 900تومان
«برايم دست مي‌زني/ شگفت‌انگيزي/ با روسري ولت/ دست‌هايم اگر نوك انگشتانت را لمس كنند/ لبخندي بنوازي/ هر چند به ترديد/ تو را مي‌بوسم/ با اميد كامل.»
«روزها مي‌روند/ صندلي راحتي‌ام هست/ تو هستي/ و پنجره‌ها بازند.»
«پرواز مي‌دهي/ كبوتري كه بق‌بق مي‌كند/ در دهانت/ سكوت مي‌كند/ مي‌تركانيش/ پايين مي‌كشد/ سگ سپيد را از فراز چمنزار/ اخم مي‌كني/ كنار فنجان چاي/ زير درخت كاج، تنهايم مي‌گذاري/ در منظره‌ي برفي/ زانوانم درد مي‌گيرد/ بر برف كه قدم مي‌زنم./ مي‌نشينم روي صندلي‌هاي زمستان/ آرام آرام/ من و شال قرمزم/ قرمزتر مي‌شويم.»
فكر كنم اون‌هايي رو انتخاب كرده‌م كه كمتر رمانتيكند.

۳ اکتبر ۲۰۰۹

زن در پياده رو راه مي رود

قاسم كشكولي
نشر ثالث/ چاپ اول88/ 88صفحه/ 2000تومان
داستان اول در مورد مرديه كه بعد از سال‌ها برگشته به شهرستان زادگاهش و مي‌خواد خانواده‌ش رو ببينه. اما درگيري ذهني داره در نهايت مي‌ره مسافرخونه و تصميم مي‌گيره يك پارچه بگيره جلوي دهنش تا صداش رو نشناسند و به مادرش كه مياد دم در بگه يك نامه از فرنگ داريد.
داستان دوم (سرنوشت زني كه از دنده چپ من متولد شد) خيلي رو و اغراق‌شده مشكلات و سختي‌هاي يك زن رو توضيح مي‌ده. اول كبودي گوشه‌ي چشم شخصيت اول داستان توصيف مي‌شه. توي راه اتوبوس متلك‌ مي‌شنوه. بعد يك پسربچه با سنگ مي‌زنه به قوزك پاش و دوباره متلك مي‌شنوه. توي خونه به زن مي‌گن «مادر علي». زن كسالت داره و يكي مي‌گه چيزي نيست و همه‌ي زن‌ها به خصوص سر بچه‌ي اول همين‌طورند. خلاصه اسم داستان و اتفاقاتي كه توي داستان مي‌افته انقدر گل‌درشته كه كاملا تو ذوق مي‌زنه.
داستان سوم درباره‌ي يك مثلث عشقيه و ضلع سوم كه مرد باشه زن و مرد ديگه رو كشته و حالا عذاب وجدان داره. اين‌جام حديث نفس راوي مصنوعي به نظر مياد.
داستان چهارم راجع به مرديه كه نشسته و براي ماه داستان زندگي‌ش رو تعريف مي‌كنه. در مورد قتلي كه انجام داده توضيح مي‌ده. (برادرش عاشق زنش شده بوده).
اين كتاب چهارتا داستان ديگه هم داره و به نظر من وجه مشترك‌ داستان‌ها همون اغراق‌شدگي و مصنوعي بودنه.

بايگانی وبلاگ